تولدی آسمانی.....

سلام آقا مهدی......

فکر کنم امروز تو آسمون غوغایی بوده.....

به هر حال تولد یار صاحب الزمانمون بوده.....

یاری که مطمئنا هر بار که آقا بهش فکر می کنند لبخندی از رضایت صورتشون رو پر میکنه....

یار.....صاحب الزمان.....شهید .....شهادت.......آقا مهدی.....

ما جوان ها دلمون به شماها خوشه.......

توی این شهر گناه کلید قلبمون رو دادیم دست شما.....تا شاید یک وقت .....

اومدم بگم دعامون کنید....پیشمون باشید.......مگه شما شاهدان همیشگی نیستید....

دعا کنید تا ما هم مثل شما شیم.....

مثل شما......یار آقامون و......شهید.....

راستی تولدتون مبارک آقا مهدی......

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیدای مجنون

چقدر لبخند آقا مهدی تو عکس پایینیه دلنشینه راستی تولدشون خیلی خیلی مبارک

کربلایی

با سلام و قبولی زیارت از راه دور و نزدیک وبا عرض شرمندگی خدمت دوستان ولایتی ببخشید که این مدت به شما سری نزدم با یه مطلب با موضوع (روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) بروزم ) منتظر حضور همیشه سبزتان هستیم یا علی کربلایی

شیدای مجنون

سلام از طریق سایت خادمین که تو پیوندهای روزانه ی من هست می تونی ثبت نام کنی. یاحق

مریم

تقصیر ماست غیبت طولانی شما،بغض گلو گرفته پنهانی شما،بر شوره زارمعصیتم گریه می کنید،جانم فدای دیده بارانی شما،پرونده ام برای شمادردسرشده،وضع بدم دلیل پریشانی شما،آیاحقیقت است که اصلا شبیه نیست،رفتارما به رسم مسلمانی شما؟یا فارس الحجاز برایم دعاکنید،درمانده است نوکر ایرانی شما اللهم عجل لولیک الفرج

نهر خین

با سلام به وبلاگ زیباتون سر زدم و خوشحال میشم شما هم به ما سر بزنید و از نظراتتون مارو بهرهمند کنید.یا علی

جوانه

سلام شرمنده دوستای گلم هنوز مسافرتم ولی وب رو بروز کردم اینم شعری از رهبر عزیزمون که تو خراسان شمالی هستش اللهم احفظ قائدنا امام خامنه ای ز آه سینه سوزان ترانه می سازم چو نی ز مایه جان این فسانه می سازم به غمگساری یاران چو شمع می سوزم برای اشک دمادم بهانه می سازم پرنسیم به خوناب اشک می شویم پیامی از دل خونین روانه می سازم نمی کنم دل از این عرصه شقایق فام کنار لاله رخان آشیانه می سازم در آستان به خون خفتگان وادی عشق برون ز عالم اسباب خانه می سازم چوشمع بر سرهرکشته می گذارم جان ز یک شراره هزاران زبانه می سازم ز پاره های دل من شلمچه رنگین است سخن چوبلبل از آن عاشقانه می سازم سر وتن و دل و جان را به خاک می فکنم برای تیر توچندین نشانه می سازم کشم به لجه شوریدگی بساط "امین" کنون که رخت سر زین کرانه می سازم

دل خسته

هیچ چیز نمی توانند جای شهـــــــدا ܓ✿را برای ما پر کند نه آواز پرندگان جنگل های شمال و نه پرواز مرغان مهاجر دریا،نه لهجه ی همسنگران ،نه شعرهای ما و نه این کلمات کبود که اینک روی کاغذ گاهی می لغزند... "شهید آوینی" شرمنده شهدا....ܓ✿ܓ✿

کوچه سرگردانی

من گم شدو در ازدحام هوسهایی مستی ام دست تورا دوباره رها کرده ام شهید

انجمن فرزانگان کویر

با سلام موشی افسار شتری را گرفت ..... گفت:گستاخی مکن بار دگر تا نسوزد جسم وجانت زین شرر تو رعیت باش چون سلطان نه ای خود مران کشتی چو کشتیبان نه ای انجمن فرزانگان کویر