/ 6 نظر / 7 بازدید
گمنام

امشب وقتی عکس حاجی رو تو تلوزیون نشون میداد تمام وجودم اشک شد و یه دنیا حسرت... حاجی شهادت مبارکت باد اما دعا کن بهت پیوند بخورم و مانند تو از دنیا برم

انتظارزیبا

سلام..قدری به من نزدیک شو...[نیشخند]به روزم...التماس دعاموفق باشی یاحق[گل]

گروه تواشیح معراج النبی بابل

چشم آلوده کجا ؟ دیدن دلدار کجا ؟ دل سرگشته کجا ؟ وصف رخ یار کجا ؟ قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد نرگس مست کجا ؟ همدمی خار کجا ؟ سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست ورنه عشق تو کجا ؟ این دل بیمار کجا ؟ هر که را تو بپسندی شود خادم تو خدمت عشق کجا ؟ نوکر سربار کجا ؟ کاش در نافله ات نام مرا هم ببری که دعای تو کجا ؟ عهد گنهکار کجا ؟

منتظر

مبارک... شب های دراز بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم

mahdi

سلام ورود ممنوع بازم دعوتید چیزی بگو[گل]

ایمان

برادر رزمندۀ شوخ طبعي با ما بود و به ديگران روحيّه مي داد.هميشه داخل صندوق ميوه ها (سيب يا پرتقال ) را مي گشت، كوچكترين و چروكيده ترين آنها را بر مي داشت و مي گفت: « به نظر شما اين ميوه به درد نخور نصيب كي میشه بچه ها؟» همه با خنده و صدای بلند مي گفتند: « نصيب كيسه زباله» او بلافاصله با دقّت تمام آن را مي خورد و مي آموخت كه بهترين سيب ها براي رزمندگاني است كه ديرتر مي آيند. //سلام و عرض ادب احترام.خوشحال میشم اگر به وبلاگ ما هم سری بزنید و از نظرات مفیدتون بهرهمند کنید// *یا حق*