تشییع شهدا گمنام ....

 

بسم رب الشهید...

امروز که در کوچه های شهرمون آرام روی دست مردم میرفتی و من پشت سرت آرام تر از همیشه قدم بر میداشتم...من بودم دنیااایی خجالت...

آرام زمزمه میکردم:....شهید من نگاه نکن به شهری که امانت گذاشتی دست من...

آه...

سرم را آوردم بالا...سینما فلسطین...بازیگران و...آه...نه نه نگاه نکن شهید من...

به پیرزن های کاروان نگاه گن..به جوان های فدایی ولایت...به چادر های خاکی دختران شهرم بنگر...به پسران شهید مسلک دیارم..

 

نکند چشمت بیوفتد به زنان بی حجاب و مردانه...

نکند فساد و رشوه و گنااااه را ببینی در شهرم...

همان شهری که قرار بود خوب امانت داری کنم ازش...و نکردم... و گند زدم..و گند زدنند..

بیخیال...

بگذارم برایت از بودنت بگم...

میدانی...این شهر برای امثال ما دیگر غریب شده...دلم را خوش کرده ام به تشییع تو و دوستانت... شهید من...

دلم را خوش کرده ام به عکس های گاه و بی گاهی که از تو ،  روی دیوارهای خراب شده شهرم میبینم...

دلم را خوش کرده ام به مزارت...

به دو تیکه  استخوانت...

به بودنت ...

به نگاه کردنت...

مگر خدا وعده نداده تو زنده ای...

ما که دستمون به اون بالاها نمیرسد...

اما تو...

سلامم را برسان به امامانم...

به پیر جمرانم...

رفقایم...

به زین الدینم...

به چمرانم...

به...

تمام آنهایی که روزی از دوکوهه رد شدند..

آنهایی که صدایشان هنوز در گودال های گردان تخریب به گوش میرسد..

به...

 

آه...

 

منتظر بازدید پس دادنتون هستم...

یاعلی

 

/ 3 نظر / 22 بازدید
خط شکن....

آه... یا اخی ادرک اخی...

زهرا

سلام.. وبتون عالیه.. خوشحال میشم به وب منم یه سر بزنید.. الهم عجل لولیک الفرج[گل]

شریعتی

علامت غفلت سه چیز است: از بین رفتن شیرینی عبادت، تلخ نشدن معصیت و فرق نگذاشتن در حلال و حرام. امام صادق علیه السلام