دیشب دوباره بوی حرم را شنیده ام..

 

سوت قطار...غسل زیارت ...دم اذان...

چشمی که باز خیره شده سوی آسمان...

 

یا ایهاالغریب منم آن مسافر...

دلتنگ و بی قرار ..پر از درد بی نشان ...

 

باب الجواد ..بارش باران..اذان صبح...

نقاره خونه ..صحن گوهرشاد ..سایه بان..

 

آری منم شکسته پر و بال آمدم ..

سلطان کبریای کرم غوث الامان...

 

محتاج یک نگاه گرفتار بی کسم...

مگذار تا که رو بزنم پیش این و آن...

 

پر پر زده دلم به هوای زیارتت..

آقا قسم به آن دل تنگ جوادتان....

 

از این جهان سرد پر از دود بی بها...

مشهد برای من همه اش مال دیگران...

 

دیشب دوباره بوی حرم را شنیده ام..

"آقا دلم عجیب گرفته برایتان...."

 

آه...

/ 1 نظر / 47 بازدید
خواهر رزمنده

ما را کبوترانه وفادار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است خوشبخت آن دلی که گناهِ نکرده را در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است #تنها_گناه_ما_طمع_بخشش_تو_بود ما را کرامت تو گنه کار کرده است چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر قربان آن گلی که مرا خوار کرده است! #فاضل_نظری